الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
537
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
20 . مرداوى ( در مورد گفتهء او : « اگر به جهت اتهامى زندانى شده يا قاضى قبلى به امر او رسيدگى نكرده ، آزادش مىكند . » ) : به اين مسأله در هدايه ، مذهب ، مستوعب ، خلاصه ، مغنى ، شرح مغنى ، وجيز ، شرح ابن منجا و ديگران جزم پيدا كردهاند . مصنّف و شارح گفتهاند : براى اينكه مقصود از حبس ، تأديب است كه آن هم حاصل شده است . ابن منجا گفته است : زيرا باقى ماندن او در زندان ظلم است . به نظر من در اين استدلال ، اشكال وجود دارد . در محرّر و جاى ديگر گفته است : اگر او را براى تعزير يا به اتهامى زندانى كرد آزاد مىكند يا به مقدارى كه صلاح مىداند نگه مىدارد . در فروع و در جاى ديگر اين چنين گفته است و به نظر من درست همين است . . . « 1 » 21 . نووى : مستحب است كه در شروع كارش به بررسى مسألهء زندانيان بپردازد ؛ زيرا حبس عذاب و شكنجه است و ممكن است در ميان آنان كسى باشد كه آزادىاش واجب باشد پس خوب است از آنان شروع شود . « 2 » 22 . ابو اسحاق شيرازى : مستحب است كه شروع كارش بررسى مسألهء زندانيان باشد ؛ زيرا حبس عذاب و شكنجه است و ممكن است در ميان آنان كسى باشد كه آزادىاش واجب باشد . پس خوب است از آنان شروع شود و اسامى زندانيان نوشته مىشود و در شهرها جار مىزنند : قاضى مىخواهد فلان روز به امور زندانيان بپردازد هر كس از هر زندانى شاكى است حاضر شود . وقتى شاكيان حاضر شدند مدّعى عليه هر يك را مىآورند پس هر كس كه لازم است آزاد شود آزاد مىكند و هر كس را كه زندانى كردن او واجب است به زندان بازمىگرداند . « 3 » 23 . ابو ضياء خليل : در شروع كار ، قاضى ابتدا به حال زندانى ، بعد وصى ، آنگاه مال و سپس طفل مىرسد . شارح ، محمد خسرشى مالكى ، گفته است : يعنى واجب است قاضى در اوّلين مرحلهء كارى ، به مسألهء زندانيان بپردازد . هر كس را لازم است آزاد كند و گرنه باقى بگذارد . البته اين پس از بررسى حال شهود است كه بايد ابتدا از عدالت آنان فحص كند . هر كس عادل است شهادتش پذيرفته مىشود و آن كه عادل نيست شهادتش پذيرفته نمىشود . « 4 »
--> ( 1 ) . انصاف ، ج 11 ، ص 217 - 218 . ( 2 ) . مجموع ، ج 2 ، ص 140 و مانند آن در : منهاج الطالبين ، ج 2 ، ص 340 . ( 3 ) . مهذّب ، ج 2 ، ص 298 . ( 4 ) . شرح مختصر الجليل ، ج 7 ، ص 173 .